خبر کوتاهی در صفحهی دوم روزنامه همشهری روز شنبه (19 مرداد 87) توجهم را به خود جلب کرد؛ خبری که به افتتاحیهی المپیک مربوط می شد.
******
پوپه جان سلام!
چند وقت پیش از برابری گفتی؛ آن خبری که خواندم مرا به یاد حرفهای تو در مورد برابری زن و مرد انداخت
پست امروز را بخوان؛ تا با طرز نگرش افرادی که یک جور مخصوصی فکر می کنند بیشتر آشنا شوی
******
المپیک 2008 جمعه رسما آغاز شد
کاروان ورزشی ایران هم در این مراسم شرکت داشت. «هما حسینی» ورزشکار رشتهی روئینگ پرچمدار کاروان ورزش ایران بود. انتخاب وی با دو نوع انتقاد در داخل مواجه شد. دستهی اول منتقدین اعتقاد داشتند که پرچمدار کاروان ورزشی باید یک ورزشکار پیشکسوت و یا عنواندار در سطح بین المللی باشد. فکر کنم بتوان به حرفهای این دسته از منتقدین گوش داد چون از منطق قابل قبولی بهره مند است و می توان با استفاده از دلیل و برهان آنرا پذیرفت یا رد کرد.
اما در فضای این گفت و شنود نکته ای از ذهن همه میگذرد و این است که چرا «هما حسینی» بعنوان پرچمدار برگزیده شده است؟ آیا جنسیت او در این انتخاب اثرگذار بوده است یا خیر؟
واین فرضیه مطرح میشود که حضور یک زن بعنوان پرچمدار کاروان ورزشی ایران فقط یک حرکت تبلیغاتی فرصت طلبانه است و بس! پوشش بسیار گستردهی خبری این مراسم وسوسه ایست برای سیاستمداران به خصوص آن دسته از سیاستمدارانی که به «نمایشهای عوامفریبانه» همیشه محتاجند.
ورزشکاران زن ایرانی در رقابتهای المپیک در مقایسه با زنان سایر کشورها چه وضعیتی دارند؟
پاسخ این سوال به ما کمک می کند نمایش عوامفریبانه روز افتتاحیه را باور نکنیم، نکنیم، نکنیم!
******
(حواسم هست هنوز خبری که در روزنامه همشهری خوانده ام را برایتان تعریف نکرده ام! صبر داشته باشید!)
اجازه بدهید قبل از ذکر انتقاد دوم و تعریف کردن آن خبر، چند جمله از هما حسینی بشنویم:
«حمل پرچم مقدس جمهوري اسلامي ايران در آيين افتتاحيه بازيهاي المپيك ۲۰۰۸پكن افتخار بزرگي است .
حمل پرچم براي من مسووليت سنگيني است كه اميدوارم به خوبي و شايستگي اين وظيفه را به انجام برسانم.
با توجه به اينكه يك زن ورزشكار پرچم كاروان ورزشي كشورمان را در بازيهاي المپيك حمل ميكند قطعا اين انتخاب پيامهاي مثبتي را براي جامعه ورزشي كشورمان و جهان خواهد داشت.»
وی در مورد حضور در المپیک با رعایت حجاب اسلامی اینگونه گفته است:
«داشتن حجاب مانعي ايجاد نميكند و با حفظ آن و حضور در رقابتها به همه قايقرانان جهان ثابت خواهد شدكه پوشش اسلامي نميتواند مانع ورزش باشد و ما مي توانيم حتي پرقدرت تر از ورزشكاران ساير كشورها در صحنه حاضر شويم.»
در ایجا قصد تجزیه و تحلیل صحبتهای هما حسینی را ندارم. به نظر من او سیاستمدارانه دررسانه ها اظهارنظر کرده است.
******
اما ….
خبری که شنبه در روزنامه همشهری خواندم این بود:
« حجتالاسلام سید احمد علمالهدی، امام جمعه مشهد از انتخاب یک زن به عنوان پرچمدار کاروان ورزشی ایران در المپیک انتقاد کرد.»
دیدن این خبر مرا کنجکاو کرد تا متن کاملتر سخنرانی وی را مطالعه کنم. مطالعه کردم و این جملات دستاورد جستجویم بود:
1- متأسفانه در اين مراسم يكي از بانوان ورزشكار جلودار حركت گروه ورزشكاران بوده و اين مخالف اصول اسلام و نظام و شعارهاي دولت و ارزشهاي انقلاب است.توقع نداريم نظامي كه در راس آن نايب امام زمان ولايت دارد و شعار منطقي رئيس جمهور تعجيل در فرج است، چنين اتفاقاتي بيفتد
2- جلودار قرار دادن زنان در اين مراسمها به معناي اين است كه دنيا بداند ما به دنبال اشاعه فرهنگ علوي نيستيم.
3- همانگونه كه قبلا هم در خطبههاي نماز جمعه مشهد گفته شد، شركت بانوان در مسابقات بينالمللي و نمايش آنان در كشورهاي بيگانه مخالف اصول اسلامي است و امروز متأسفانه نه تنها زنان به اين مسابقات اعزام ميشوند بلكه آنان به عنوان جلودار حركت ورزشكاران انتخاب ميشوند.
4- وي به مراسم جشني در قائمشهر اشاره كرد و گفت: ندانمكاریهای بسیاری رخ میدهد از جمله این كه تربیتبدنی یكی از شهرهای شمالی راهپیماییای به نام امام زمان(عج) راه میاندازد و در آن یك عده زن، آوازهخوانی میكنند. این موضوع خلاف شرع است، این كه زیر سن با نصب پرچمی بگویند «مهدی بیا» و بالای آن خلاف دین كار كنند.
5- در رقابتهای المپیك در چین تیم ورزشی ما وقتی میخواهد حركتی بینالمللی انجام دهد، نباید پرچمدار آنان خانم ورزشكار باشد، چرا كه این موضوع جنگ با ارزشها و آمادهسازی مردم برای فرج امام زمان(عج) است.
6- با اينكه جمعه اول ماه شعبان زماني براي احياي ارزش هاي ديني است، در اين روز در عرصه بين المللي حركتي تند و ضد ارزشي انجام مي شود
7- مسئولان بايد بدانند در برنامههاي خود نبايد خودشان اجتهاد كنند و از متخصصان دين چگونگي اجراي برنامهها را بايد سوال كنند.»
با دیدن این جملات کنجکاویم بیشتر شد. به سخنرانیها و اظهارنظرهای دیگر ایشان رجوع کردم تا بتوانم دلیل اظهارنظرش در مورد پرچمداری هما حسینی را بهتر درک کنم. اگر علاقه داشتید می توانید این منابع را مطالعه کنید:
اول/دوم/سوم
******
پس از خواندن دیدگاه های حجت الاسلام علم الهدی در مورد پرچمداری هما حسینی، نقل خبر خبرگزاری «شینهوا» هم در این مورد خالی از لطف نیست:
«هما حسيني ورزشكار 182 سانتيمتري ايران با رعايت پوشش كامل اسلامي، با متانت و وقار يك زن ايراني پرچم ايران را حمل مي كرد.»
******
پوپه جان!
فکر می کنی در ویکی پدیای ذهن امام جمعهی مشهد چه مفاهیم و معناهایی وجود دارد که پس از مواجهه با این اتفاق، این چنین تجلی می یابد؟
به نظر تو آیا در مذهب ما آموزه هایی مبنی بر محدود کردن آزادیهای زنان وجود دارد؟
پوپه جان!
آیا می دانی چه کسی مردان را از مشورت با زنان برحذر داشته است؟
آیا می دانی که خدای بزرگ در کتابش آورده که حتی می توان در برخی مواقع زن را زد؟! آیا می دانی در چه مواقعی؟!
پوپه جان!
«به نظر تو آیا در مذهب ما آموزه هایی مبنی بر محدود کردن آزادیهای زنان وجود دارد؟»از این سوال و پاسخش می ترسم…
******
1- چگونه نگرشی همچون نگرش حجت الاسلام علم الهدی به «زن» شکل می گیرد؟آیا این نگرش منبعث از دین اسلام است؟
2- با توجه به اینکه این بیانات از تریبون نماز جمعه مطرح میشود و ایشان فرصت کافی برای ارائه و حتی القای نظراتش به مخاطبین را دارا می باشد، تاثیر اینگونه سخنرانیها بر نگرش مخاطبین مستقیم و غیرمستقیم (اعم از موافق یا مخالف) را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا ترویج این نگرش می تواند موجب تقویت دیدگاه های افراطی در زمینهی حقوق زنان شود؟
******
علاوه بر تمام این مسائل، بد نیست یک لحظه خود را بجای هما حسینی بگذاریم. فکر می کنید شنیدن این حرفها چه تاثیری بر روحیهی این ورزشکار و سایر زنان ورزشکار کاروان ایران خواهد گذاشت؟
******
حرف آخر امروز:
1- هما حسینی، در روز جمعه، با حفظ متانت و رعایت حجاب اسلامی، پرچمدار کاروان ورزش ایران بود.
2- حجت الاسلام علم الهدی، همان روز، در خطبه های نماز جمعه مشهد، از اینکه یک ورزشکار «زن» پرچمدار کاروان ورزشی ایران است انتقاد کرد.
3- لقمان حکیم را پرسیدند:«ادب از که آموختی؟» گفت:«از بی ادبان!»
شما هم لطفا نوشته امروز مرا با رویکردی مبتنی بر همین نگرش «لقمان حکیم» در مورد «بی ادبان» بخوانید!
سرود سبز رويش گفت
اميدوارم هماي عزيز فعلا به گوشش نرسد و بعدها هم اختياري به روي اين طالباني گريها گوش ببندد
در مورد تحريفهاي …. تحقيقاتي انجام شده…
اما در مورد حضور ايران در المپيك از همه دردناك تر اين بود كه جايي خواندم تيم ايران پشت تيم عراق وارد استاديوم شد…. تماشاچيان مثل همه تيمها تيم عراق را تشويق كردند …. ولي به هنگام عبو ر تيم ايران “ورزشگاه خفه شد!!”
سرود سبز رويش گفت
خب بچه ها شما امروز كلي خرج رو دست بنده گذاشتيد كه يا شماره حساب مي دم به حسابم بريزن (خداي نكرده فكر نكنين مي گم به حسابم برسين ها !! بريزين!!) و يا بايد اينترنتي خلاصه جبران كنين…
حالا چي كار كردم؟؟
اينقدر اين ورد پرس هميشه با ناز و ادا باز ميشه كه امروز من مجبور شدم برم كافي نت واز همه پستهاي نخونده ام پرينت بگيرم كه شد سي هزار ريال!!!!(هموني كه بايد به حسابم بريزين!! )
مياين مملكت اجنبي وبلاگ مي زنين و مي خواين پز بدين كه “شهروند جهان “هستين ،خوب بايد هزينه هاش رو هم بدين ديگه!! حالا ما ي حساس و عاطفي هم هي به رو خودمون نمياريم كه با اين زبا ن اجنبيه كه اصلا ادوات “تحبيب” و بيان و ابراز احساس نداره چه عذابي مي كشيم…)
ولي از راه چاره اي كه پيدا كرديم خوشمان آمد!!
حالا مي توانيم هر وقت كه برق رفت ، بنشينيم و از روي پرينتهامان تمرين “شهروندي جهان” بكنيم. اصلا هم نخنديد!! همه ممالك دنيا كه مثل ما پيشرفته نيستند كه حتي از دل هسته ها هم برق بيرون بكشند كه…. خيليلها در بي برقي و زير نور شمع مطالعه مي كنند و زحمت مي كشند تا كشورشان پيشرفته شود!!
سرود سبز رويش گفت
ما هم هي در حالي كه داريم مطالب “شهروند جهان” را مي خوانيم ، هي آلو و هلو و زردآلو مي خوريم و هسته هايش را نگه مي داريم تا به مامور جمع كردنشان بدهيم كه هفتهاي يكبار به در خانه امان مي آيد تا هم مطالعه مفيد كرده باشيم و هم به توليد برق هسته اي در كشورمان كمك كرده باشيم.
امير(به سرود سبز رویش) گفت
سرود سبز رویش عزیز
سلام
از اینکه برای خواندن وبلاگ ما بزحمت افتادید خیلی خوشحا….. ببخشید متاسفم!
و از اینکه خوانندهی دائمی نوشته های ما هستید خیلی متاس… ببخشید خوشحالم!
(خودتان قبلا “امیر” را فردی بغایت “پدرسوخته” خوانده بودید! یادتان هست؟ها؟! این دو جمله از همان پدرسوختگیش نشات می گیرد!)
===================================
کامنت سومتان مرا بیاد روزهای خوش تازگی و جوابهایی که به شوخی به برخی کامنتها می دادم انداخت. به همان سبک در واکنش به کامنت سومتان میگویم:
«خالهی عزیز! احتراما از جنابعالی درخواست می نمایم که: بترکید با این کامنت نوشتنتان!» (شوخی بود یکوقت نترک… ببخشید دلخور نشوید!)
===================================
یک حرف دیگر، من این روزها دائم در سفر هستم و متاسفانه فرصت کافی برای نظر دادن در مورد پستهای وبلاگ دوستانی چون شما و سایر بلاگرهای آشنا را ندارم هر چند که میایم و مطالب شما و ایشان را مورد عنایت ویژه قرار میدهم.
بهرحال اگر یکوقت ایمیلتان را دیر جواب دادم، کامنت نگذاشتم، بهتان بدوبیراه گفتم، با تپانچه ….. غرض خاصی ندارم فقط در سفرم و بر کثیرالسفر کامنت واجب نیست، نیست، نیست!
بروید بخوابید
====================================
خوانندگان عزیز
کامنت سوم سرود سبز رویش را ببینید
اگر یکبار دیگر کامنت تخ… ببخشید هسته ای درذیل مطالب بسیار ارزشمند من بنویسید به ناچار برای شما هم آرزوی ترکیدن خواهم کرد! (فترکوا الی الجهنم الذی بدمنزلگاها کثیرا!)
شما که هنوز بیدارید
(آهای امیر! تو هم بترکی با این شوخیهای بیمزه ات! سالار بیمزه هایی! وقتی استعداد طنز نداری چرا بیخود شخصیت خودت را مثل هویج رنده می کنی! ها؟! یه چیزی بگو!)
o:
سعیده گفت
سلام امیر عزیز
راستش از وقتی برای پر کردن پرسش امه های پایان نامه اقای تازه به دو منطقه تهران فتم ( محمودیه و شهر ری) دیگه شنیدن این مطلب برای من تعجب ور نیست.
از وقتی دیدم زنان برای خود هیچ حقی قائل نیستند.
مدت ها فکرم بسیار ناراحت بود چون می دیدم به سوالی که مثلا :
یک مرد می تواند بیش از یک زن داشته باشد ) از 5 گزینه بسیار موافقم موافقم و بی نظرم و مخالم و بسیار مخالم جواب موافقم بود.
ان هم با استدلال
مثلا این که اگر من مریض باشم . اگر بچه دار نشم . اگر شوهرم بتونه تامین کنه چرا که نه.
و من انجا از تعجب از ان روز به بعد شاخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ دار شدم.
راسبش من ان روز ها مخصوصا در شهر ری به یا تو بودم خیلی دوست داشتم ببینم اگر امیر این تحربه ها رو و مشاهدات رو داشت در نحوه نگرش خود چه ………….
به هر حال ان جواب ها در ان مناطق همه به نوع تغذیه دینی ان ها بر می گشت
ان ها کاملا این جمله که زن از نظر عقلی نصف مرد است رو ذیرفته بودن.
اگر ویروسی نبود کامپیوترم بیشتر به این مطلبی که گفتی می پرداختم.
دیگه بخشید امیر خوش تیپ ترین(گل )
سرود سبز رويش گفت
هه هه هه هه……….!!! D:
مير مي كشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمت !! (كش نه ها !!)
من عاشق عاشق عاشق سفرم و برات بهترين تجربيات رو آرزو مي كنم و مي دونم كه اگه حتي مستقيم نه ، غير مستقيم ما از ره آوردهاي سفرت بهره مند خواهيم شد…
بعدشم خيلي دلت بخواد ……!!!DDDD